غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

599

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

مرحمت خود پناه دهد و قاصدى بدرگاه فلك‌اشتباه فرستاده لب بشفاعتش بگشايد شيخشاه جوابداد كه جريمهء تو از آن عظيم‌تر است كه شفيع آن توان گشت و عصيان تو از آن جسيم‌تر كه از سر انتقام آن توان گذشت مع ذلك ترا نزد نواب كامياب فرستاده التماس عفو نمايم شايد كه سحاب رافت پادشاهى بقطرات لطف نامتناهى نايرهء غضب قيامت لهب را فرونشاند و بمقتضاى كلام اعجاز انجام ( وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ ) عملفرموده بار ديگر ترا منظور نظر اشفاق گرداند هيهات هيهات ع سر ناسزايان برافراشتن شيوه او الالباب و از ايشان اميد بهى داشتن شيمهء پادشاهان عاليجناب نى بيت سنك در دست و مار بر سر سنك * نه ز دانش بود فسوس و درنك لا جرم چون شاه قلى مصحوب قاصدان والى شروان بدرگاه عالمپناه رسيد و كيفيت شفاعت شيخشاه معروض گرديد مضمون بصدق مقرون ( وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ ) بر زبان الهام بيان نواب كامياب جريان يافته او را ببعضى از غلامان ميرزا شاه حسين سپردند تا مرافعهء قضيهء قتل آنحضرت كرده بمقتضاى شريعت مطهره نقش وجود آن مردود را از صحيفهء هستى ستردند نظم شمع‌سان هركس كه سركش اوفتاد * ميدهد چون شمع آخر سر بباد هركه پاى از حد خود بيرون نهد * سر دهد بر باد و تن در خون نهد . گفتار در بيان وصلت پادشاه دين‌پناه با شيخشاه و انبساط يافتن بساط نشاط بر وجه دلخواه نير آفتاب شعاع كلام واجب الاتباع ( فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ ) بفروغ رخصت تعدد ازواج حجله مزاج لامع الابتهاج طوايف امم را مىآرايد و جمال نورانى عرايس معانى النكاح ( سنتى فمن رغب عن سنتى فليس منى رغبت ) خواطر حميده مآثر طبقات بنى آدم را به آن كار خير آثار مىافزايد بناء على هذا در شهور سنهء تسع و عشرين و تسعمائه كه بمساعدت توفيق ازلى ساعد اقتدار پادشاه كامكار در گردن نو عروس مقاصد حمايل بود بموافقت تائيد لم يزلى از وراء استار غيب هرلحظه مطلوب ديگر درنظر انور چهره ميگشود مهمساز عنايت پروردگار نقاب حجاب از رخسار ابكار مرام خدام واجب الاحترام ميگشاد و مشاطهء روزگار طاعت‌گذار عارض عرايس مراد ملازمان سدهء سدره مقام را آرايش ميداد خاطر عاطر پادشاه والانژاد متوجه آنشد كه از ثمرهء شجره زندگانى شيخشاه شروانى كه در رياض سلطنت و جهانبانى برشحات سحاب عطوفت و مهربانى پرورش يافته كام دل حاصل نمايد و آن مخدرهء حجلهء خلافت و كامرانى را بر نهج شريعت غرا در آغوش آمال و آمانى كشيده ابواب جشن و سرور بر روى روزگار همايون آثار